ساعتهای هوشمند و سایر دستگاههای پوشیدنی، امروزه بسیار فراتر از کاربردهای ابتدایی شمارش گامها و اندازهگیری ضربان قلب پیشرفت کردهاند. بسیاری از مدلهای کنونی قادر به پایش طیف گستردهای از شاخصهای فیزیولوژیک از جمله کیفیت خواب، دمای پوست، میزان تنفس، سطح اکسیژن خون، تغییرات ضربان قلب، و حتی هشدار نسبت به نشانههای احتمالی آپنه خواب هستند.
اگر رویکرد بازاریابی شرکتهای بزرگ فناوری را مبنا قرار دهیم، ممکن است چنین برداشت شود که ساعت هوشمند در آستانه تبدیل به یک دستگاه تریکوردر خیالی از دنیای Star Wars قرار گرفته است. اما پرسش اساسی آن است که دستگاههای پوشیدنی تا چه اندازه در تشخیص زودهنگام بیماریها یا سایر شرایط پزشکی قابلاطمینان هستند. دریافت تأییدیه از سازمان FDA برای هر ویژگی جدید سلامت در ساعتهای هوشمند، معمولاً با کمپینهای بازاریابی پرشوری همراه است که میتواند انتظاراتی فراتر از توانایی واقعی دستگاه ایجاد نماید.
بنابراین، آیا هیاهوی پیرامون فناوریهای سلامت پوشیدنی صرفاً نمونهای دیگر از بزرگنمایی تبلیغاتی است؟ پاسخ به این پرسش کاملاً منفی نیست. اگرچه برخی از این دستگاهها قادر به شناسایی نشانههای اولیهٔ بیماری هستند، اما در تشخیص قطعی شرایط زمینهای معمولاً از دقت کافی برخوردار نیستند. همچنین، کارایی ویژگیهای مختلف، بهطور قابلتوجهی متفاوت است.
کارکردهای مؤثر و قابلاعتماد
نقطه قوت اصلی دستگاههای پوشیدنی، تشخیص انحراف از الگوهای عادی فیزیولوژیک هر فرد است. این دادههای خروجی (نقاط پرت) میتوانند هشداری برای پیگیری تخصصیتر توسط پزشک معالج باشند. یکی از حوزههایی که این دستگاهها کارایی خود را بهخوبی نشان دادهاند، تشخیص فیبریلاسیون دهلیزی (AFib) است؛ نوعی بینظمی در ریتم قلب که با افزایش خطر سکته مغزی ارتباط دارد.
در مطالعهای که بر روی ساعت اپل واچ انجام شد، هشدارهای مربوط به ضربان نامنظم در 84 درصد موارد بهعنوان فیبریلاسیون دهلیزی تأیید گردید. این سطح از دقت، این ویژگی را به یکی از معدود قابلیتهای ساعتهای هوشمند تبدیل کرده که مورد تأیید بسیاری از پزشکان از منظر کاربرد بالینی قرار میگیرد. دلیل این امر آن است که فیبریلاسیون دهلیزی دارای نشانگر فیزیولوژیکی مشخص و قابلتشخیصی است که شناسایی آن برای یک دستگاه پوشیدنی مصرفکننده نسبتاً آسان میباشد.
در خصوص سایر معیارهای موسوم به دقت بالا، فهرست مذکور بسیار کوتاه است. بهتازگی پزشکان در گفتگو با نیویورک تایمز اعلام کردند که الگوهای ابتدایی خواب (با تأکید بر کاهش مراحل خواب عمیق) و شمارش گامها نیز از جمله شاخصهای نسبتاً قابلاعتماد از منظر پزشکی محسوب میشوند. بهبیان دیگر، ویژگیهای دارای کاربرد بالینی مؤثر، استثنا هستند و نه قاعده.
شناخت محدودیتها
سایر معیارهای اندازهگیری شده توسط ساعتهای هوشمند، از دقت کافی برای اتخاذ تصمیمات پزشکی برخوردار نیستند. هشدارهای مربوط به فشار خون، تخمین کالری مصرفی، و ردیابی جزئی مراحل خواب، به اندازهای قابلاعتماد نیستند که پزشکان بر اساس آنها اقدام بالینی انجام دهند. همچنین معیارهایی همچون حداکثر اکسیژن مصرفی (VO2 max) و تغییرات ضربان قلب، صرفاً تخمینهای تقریبی از سطح آمادگی جسمانی و وضعیت بهبودی ارائه میدهند.
افزون بر این، امتیازات روزانه سلامت نظیر امتیاز “آمادگی” در Oura و امتیاز “بازیابی” در Whoop، بر پایه الگوریتمهای اختصاصی طراحی شدهاند که شفافیت کافی برای پزشکان فراهم نمیآورند. حتی معیارهای قابلاعتمادتر نیز ممکن است به نتایج مثبت کاذب منجر شوند. برای نمونه، افزایش ضربان قلب در حالت استراحت میتواند نشانه تلاش بدن برای مقابله با عفونت باشد، اما از سوی دیگر ممکن است صرفاً ناشی از بیخوابی یا مصرف بیشتر از حد معمول الکل باشد.
بهطور خلاصه، دستگاههای کنونی در تشخیص وجود اختلال عملکرد نسبتاً ماهر هستند، اما در تعیین دقیق نوع مشکل یا علت زمینهای آن، از کارایی چندانی برخوردار نیستند. به همین دلیل، پزشکان معمولاً کمتر به خوانشهای منفرد و بیشتر به روندهای کلی دادهها توجه میکنند.
ترکیب دادهها و رویکرد کلنگر
مدتها پیش از بروز علائم آشکار بیماریهایی نظیر آنفولانزا یا کووید-19، تغییرات ظریفی در وضعیت فیزیولوژیک بدن آغاز میشود. بهتنهایی، تغییرات دمای پوست، ضربان قلب در حالت استراحت، یا الگوهای تنفسی ممکن است فاقد معنای بالینی مشخصی باشند؛ اما وقتی این دادهها در کنار یکدیگر و در مقایسه با وضعیت پایه فرد بررسی گردند، میتوانند نشانههایی از شروع یک بیماری را آشکار سازند.
پژوهشها نشان دادهاند که دستگاههای پوشیدنی قادر به تشخیص تغییرات فیزیولوژیک ناشی از عفونتهای تنفسی، پیش از ظاهر شدن علائم بالینی، هستند. (لازم به تأکید است که این دستگاهها پاسخ بدن به عفونت را شناسایی میکنند، نه خود ویروس یا باکتری را.) مطالعهای اخیر از دانشگاه تگزاس A&M و دانشگاه استنفورد حاکی از آن است که ساعتهای هوشمند ممکن است نشانههای اولیه کووید-19 و آنفولانزا را تنها چند ساعت پس از آلودگی تشخیص دهند.

محققان برآورد کردهاند که تشویق افراد به قرنطینه، انجام آزمایش، و دریافت درمان زودهنگام، میتواند انتقال بیماری را در دوران همهگیری تا 50 درصد کاهش دهد. بهیقین، دستگاههای پوشیدنی و همهگیریها سالهاست که وجود دارند، اما پیشرفتهای اخیر در حوزه هوش مصنوعی و فناوری سنسورها میتواند این قابلیتها را به سطح جدیدی ارتقا دهد. شرکتهایی نظیر گوگل، اورا و هوپ، نوعی مربی یا مشاور مبتنی بر هوش مصنوعی را در اپلیکیشنهای خود گنجاندهاند که به کاربران در تفسیر دادههایشان کمک میکند.
همچنین ویژگیهایی فاقد برچسب هوش مصنوعی نظیر رادار علائم در اورا و علائم حیاتی در اپل، اطلاعات دریافتی از چندین سنسور را تجمیع و با وضعیت پایه فرد مقایسه مینمایند. افزون بر این، توان پردازشی مدلهای جدید زبان مبتنی بر هوش مصنوعی، نظیر Gemini گوگل در سرویس مربی سلامت این شرکت، بهاحتمال در تجمیع این اطلاعات و ارائه توصیههای عملیاتی نقش فزایندهای ایفا خواهد کرد. با این حال، مشابه امتیازات اختصاصی بازیابی، بخش عمده این تحلیلها در پسزمینه انجام میشود و شفافیت چندانی برای پزشکان جهت اتخاذ تصمیمات بالینی مبتنی بر اطمینان فراهم نمیآورد.
چالشها و ملاحظات اخلاقی
در خوشبینانهترین حالت، تحلیلهای هوش مصنوعی در حوزه سلامت افراد را به سمت درمان زودهنگام راهنمایی میکنند. اما در بدبینانهترین حالت، ممکن است کاربران را به جانشینسازی توصیههای تولیدشده توسط رایانه بهجای مشورت با متخصصان پزشکی ترغیب نمایند. هرچند سیستمهای هوش مصنوعی فعلی همراه با هشدارهایی برای مراجعه به پزشکان واقعی عرضه میشوند، همچنان این ریسک وجود دارد که افراد دادههای دستگاههای پوشیدنی یا بینشهای اپلیکیشنها را بهعنوان نظر نهایی و قطعی در خصوص سلامت خود تلقی کنند. خواه این اطلاعات از یک سنسور کوچک روی مچ دست تأمین شود، خواه توصیهای توسط یک چتبات بر روی تلفن همراه ارائه گردد، هیچیک نمیتوانند جایگزین معاینات منظم و حضوری سلامت با پزشکان و متخصصان حوزهٔ پزشکی شوند.
چشمانداز آینده
آینده سلامت پوشیدنی، بهاحتمال بسیار، نه در قالب ساعتی هوشمند که بیماری را از روی مچ دست تشخیص میدهد (همانگونه که تریکوردر افسانهای مچبند عمل میکند)، بلکه در قالبی خواهد بود که بیصدا الگوهای فیزیولوژیک را پایش کرده، در صورت مشاهده هر گونه ناهنجاری به کاربر هشدار میدهد، و اطلاعات تکمیلی مفیدی را برای بحث و بررسی با پزشک معالج فراهم میآورد.
